میش چشمی

لغت نامه دهخدا

میش چشمی. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت میش چشم. شهلة [ ش َ / ش ُ ل َ]. شَهَل. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به میش چشم شود.

فرهنگ فارسی

حالت و صفت میش چشم شهله

جمله سازی با میش چشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن که ناوَک بر دلِ من زیرِ چشمی می‌زند قوتِ جانِ حافظش در خندهٔ زیر لب است

💡 نوزادان مادران مبتلا به سوزاک، اگر درمان نشوند، در ۲۸ درصد موارد ممکن است به التهاب چشمی نوزادان مبتلا شوند.

💡 می توان تا چشمی از روی گلستان آب داد پرده نسیان به روی خواب می باید کشید

💡 رستاخیز یک موضوع مهم در طول فیلم است، همان‌طور که ایان به آن اعتقادی ندارد اما صوفی به آن اعتقاد دارد. گردنبند چشمی که صوفی می‌بندد، چشم حورس، یک نماد مصری برای معاد است.

💡 چه دل بندد دل آگاه بر معمورهٔ امکان که فرصت گردش چشمی‌ست دور آسمان‌ها را

💡 نه همین منم به رویت نگران کجاست چشمی که به صد هزار حسرت به رخت نظر ندارد

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز