میش بهار

لغت نامه دهخدا

میش بهار. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) گلی است زرد که آن را گاوچشم خوانند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). گل گاوچشم و اقحوان.( ناظم الاطباء ). نام گلی است که آن را گل گاوچشم می گویند و در فصل بهار ظاهر شود. ( برهان ). گاوچشم است. ( از اختیارات بدیعی ). نزد بعضی اقحوان است. ( تحفه حکیم مؤمن ). همیشه بهار. ( ناظم الاطباء ). || بعضی گویند نوعی از ریاحین است که آن را حی العالم خوانند. ( برهان ). میشا. طیلافیون است که آن نوعی از حی العالم است. ( از اختیارات بدیعی ). و رجوع به میشا ومیشایی شود. || ابر و سحاب. ( ناظم الاطباء ). به معنی ابر است که عربان سحاب گویند. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - همیشه بهار. ۲ - یکی از اقسام بابونه که آن را بابونه گاو چشم و گل گاو چشم گویند.

جمله سازی با میش بهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با بهاران جانبخش، تابستان هدفدار و سازنده، پاييز لبريز از مواهب و زمستانپرنعمت و بركتش،

💡 خزان ناصح جاهت مباد جز که بهار بهار حاسد بختت مباد جز که خزان

💡 خوش بود نزهت چمن و دولت بهار گر بیم ترکتازی باد خزان نداشت

💡 باد بهار و بوی گل متفقند سعدیا چون تو فصیح بلبلی حیف بود ز خامشان

💡 چون به یاد آن گل رخسار می نالد دلم از بهار و عندلیبان یاد می آید مرا

💡 نوروز پیک نصرتش، میقات‌گاه عشرتش نه مه بهار از حضرتش دل ناشکیبا داشته

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز