لغت نامه دهخدا
مشته رند. [ م ُ ت َ /ت ِ رَ ] ( اِ مرکب ) آلتی است نجاران را:
کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
تا کی از قومی که هم ایشان و هم ما تیشه ایم.انوری ( دیوان چ سعید نفیسی ص 435 ).و رجوع به مشت رند و مشت رنده شود.
مشته رند. [ م ُ ت َ /ت ِ رَ ] ( اِ مرکب ) آلتی است نجاران را:
کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
تا کی از قومی که هم ایشان و هم ما تیشه ایم.انوری ( دیوان چ سعید نفیسی ص 435 ).و رجوع به مشت رند و مشت رنده شود.
آلتی است نجارانرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر مشته اگر می برید نیست عجب ز آنروی که مشتری بود قاضی چرخ
💡 هر کسی پشته هیزم کشد از بیشه تو زآتشت ما را یک مشته خاکستر نیست
💡 در گوشههای دیوار و در قسمتهای میانی طبقه زیرین، چوب مشته کار گذارده شده و کشهای زیر سری به چوب مشته میخ میگردند.