لغت نامه دهخدا
مسیحای شیرازی. [ م َ ی ِ ] ( اِخ ) ولد ملا نویدی شیرازی. از شعرای دوره صفویه و متخلص به ناطق. این شعر از اوست:
قدم کمان شده و از تنم توان رفته
عصا بود به کفم تیر از کمان رفته.
مسیحای شیرازی. [ م َ ی ِ ] ( اِخ ) ولد ملا نویدی شیرازی. از شعرای دوره صفویه و متخلص به ناطق. این شعر از اوست:
قدم کمان شده و از تنم توان رفته
عصا بود به کفم تیر از کمان رفته.
ولد مرحوم ملا نویدی شیرازی از شعرای دوره صفویه است و تخلصش ناطق است
رجوع شود به:شیرازی، محمدمسیح ( ـ شیراز ح ۱۱۲۵ق)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درد خود گر به مسیحای زمان عرض کنیم می زند بر در بیچارگی از چاره ما
💡 کدامین غنچه در گلزار می سازد مسیحای که از گلهای باغ امروز بوی درد می آید
💡 دامن اهل تجرد با گرانجانی مگیر بر مسیحای سبکرو بار چون سوزن مشو
💡 او اعتقاد داشتهاست که در زمان مسیحایی تمامی جنتیلها نیز موحد خواهند شد.
💡 ای مسیحای زمان ای که به اعجاز سخن اثر و نام حکیمان سلف زنده کنی