مرهم رسان

لغت نامه دهخدا

مرهم رسان. [ م َ هََ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مرهم نه. کسی که بر جراحت مرهم نهد. || توسعاً درمان َ درد کننده. چاره ساز:
گز ز نومیدی شوم مجروح دل
محرمی مرهم رسان خواهم گزید.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کسی که بر جراحت مرهم نهد

جمله سازی با مرهم رسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داد این مرهم بده کز زیر پایت دور ماند چون به صف عاشقان داد سرافرازی دهی

💡 خیرالبشر برای علی اکبرت بخلد تا برنهد به داغ تو مرهم گریسته

💡 در درمان التهاب‌های تنفسی و جوش‌های پوستی کاربرد دارد، دارای ویتامین A و B و C است و در درمان بیماری‌های کلیه و مثانه بسیار مؤثر است، ضد سرفه و مرهم سینه است.

💡 ما نمى دانيم چگونه تنها و بى استاد بر زخم هاى تيغ پولادين عشق مرهم نهادى و از پاننشستى ؟!

💡 همچنان امّید می‌دارم که بعد از داغ هجر مرهمی بر دل نهد امّیدوارِ خویش را

💡 14- با آنها پيكار كنيد كه خداوند آنان را به دست شما مجازات مى كند و آنها را رسوا مىسازد و سينه گروهى از مؤ منان را شفا مى بخشد (و بر قلب آنها مرهم مى نهد).

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز