ماه سرشت

لغت نامه دهخدا

ماه سرشت. [ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) ماه اندام. ماه طبع. که طبیعتی چون ماه دارد:
با ما غمت ای فقاعی ماه سرشت
هنگام وفا تخم جفاکاری کشت
آن دل که فقاع از تو گشادی همه روز
اکنون سخن وصل تو بر یخ بنوشت.مجیرالدین بیلقانی.

فرهنگ فارسی

ماه اندام ماه طبع

جمله سازی با ماه سرشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرشت خاک کان با آب نیسان‌گرچه پاک آید ولی از فیض خورشیدست کان زر گردد این گوهر

💡 سجده روی فضل کن چونکه ز لطف در ازل فضل ز فضل خود سرشت جان و تنت نسیمیا

💡 گِلم به مهر و وفا چون سرشت دست قضا قدر، به ناصیه ی من نوشت حسن مأل

💡 دانشمند ديگر ژان ژاك روسو برخلاف هابس، معتقد به پاكى سرشت انسان استاو معتقد است كه انسان از مادر پاك متولد مى شود ولى اجتماع او را به انحراف و كجروىوا مى دارد وى در كتاب اعترافات خود چنين مى گويد:

💡 از جمله تمايلاتى كه به طور فطرى با سرشت انسان آميخته شده و ريشه اصلى آن دراعماق جان كليه ملل و اقوام بشرى وجود دارد، معرفت الهى و وجدان اخلاقى است.

💡 يكى از اين پاكدلان نيك سرشت، فاضل ارجمند جناب((كمال السّيد)) است كه با كتابهايى ارجمند بويژه ((ذلك الحسين )) عشق درونى خود رابه پيشگاه باعظمت حسين بن على عليهماالسّلام و خاندان پاك آن حضرت، ابراز نمودهاست.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز