لیف شاگرد

لغت نامه دهخدا

لیف شاگرد. [ گ ِ ] ( اِخ ) دهی جزءدهستان تولم بخش مرکزی شهرستان فومن واقع در یازده هزارگزی شمال فومن، کنار راه فرعی جمعه بازار به هنده خاله. جلگه، معتدل، مرطوب و مالاریائی. دارای 1046 تن سکنه. آب آن از رودخانه قلعه رودخان. محصول آنجا برنج، توتون سیگار، چای و صیفی. شغل اهالی زراعت و مکاری و راه آن مالرو است و تابستان در آن اتومبیل میرود. چهار دکان دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان تولم بخش مرکزی شهرستان فومن در ۱۱ کیلومتری شمال فومن جلگه معتدل و مرطوب ۱٠۴۶ سکنه.
دهی جزئ دهستان تولم بخش مرکزی شهرستان فومن واقع در یازده هزار گزی شمال فومن ٠ کنار راه فرعی جمعه بازار به هنده خاله ٠ جلگه معتدل مرطوب و مالاریائی زبان فارسی ٠ آب از رودخان. قلعه رودخان محصول برنج و توتون و سیگار و چای و صیفی ٠ شغل اهالی زراعت و مکاری و راه مالروست تابستان اتومبیل میرود و چهار دکان دارد ٠

جمله سازی با لیف شاگرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت با شاگرد استاد:ای پسر چیست حالت؟ قصه بر گو مختصر

💡 غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است در فن فتنه، ولی در فن خود استاد است

💡 چو شاگرد دیدش به بهرام گفت که امروز با من به بد باش جفت

💡 زجر شاگردان و استادان چراست خاطر از تدبیرها گردان چراست

💡 بلی‌بی‌شک‌هزیمت جست خواهد چو شاگردی بجوید کین استاد

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز