لغت نامه دهخدا
قراول چای. [ ق َ وُ ] ( اِخ )رودی است که بنابه اظهار فُن بوده اسحاقی سوودوق اولو هم نامیده میشود. از سمت چپ سواسینه رود و از طرف راست قره سلی به گرگان رود میریزد. ( ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 126 ).
قراول چای. [ ق َ وُ ] ( اِخ )رودی است که بنابه اظهار فُن بوده اسحاقی سوودوق اولو هم نامیده میشود. از سمت چپ سواسینه رود و از طرف راست قره سلی به گرگان رود میریزد. ( ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 126 ).
رودی است که بنا باظهار فن بوده اسحاقی سودوق اولو هم نامیده میشود از سمت چپ سواسینه رود و از طرف راست قره سلی به گرگان رود میریزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۲۹۰ به همراه شاه به اروپا رفت و پس از بازگشت در کنار سایر مناصب، ایلخان ایل قاجار شد. در ۱۲۹۱ قشون کل ایران به چهار بخش تقسیم شدند و او را به فرماندهی کل قشون مازندران، استرآباد، سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، گلپایگان، خوانسار و همچنین قراول مخصوص شاه گماردند.
💡 این روستا در دهستان قراولان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱٬۱۶۲ نفر (۳۱۳ خانوار)
💡 و سپس به قرارگیری زمین آن در اطراف میدان مشق اشاره میشود و اینکه محل پستخانه به جای قراولخانههای پیشین، در بخش جنوبی میدان در نظر گرفته شد.
💡 نام شيروان منسوب به نقش شيری است كه شكل و شمايل آن در دامنه شمالی كوه آغزیقاپاقلی كه در امتداد شرقی كوه قراول چینگه قرار دارد مشاهده میگردد. اين دو كوه در نزديكی و جنوب شهر شيروان واقع و كلاً به "شير كوه" نيز معروف است. سنگهای تشكيل دهنده شكل شير با ديگر سنگهای كوه آغزیقاپاقلی، از نظر جنس، نوع و رنگ متفاوت است و هر بينندهای اين وجه تمايز « شكل شير » را به وضوح مشاهده میكند.