فیروز امدن

لغت نامه دهخدا

( فیروز آمدن ) فیروز آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پیروز آمدن. ( فرهنگ فارسی معین ). پیروز شدن. رجوع به فیروز شدن و فیروز گشتن شود.

جمله سازی با فیروز امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیروز آباد یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر فرومد استان سمنان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.

💡 شه مظفر فیروز شه که فتح و ظفر ز سایهٔ علم و شعلهٔ سنانش زاد

💡 آقا رضای گل فیلمی به کارگردانی مهدی رئیس فیروز و نویسندگی احمد نجیب‌زاده محصول سال ۱۳۵۳ است.

💡 تاکنون کتاب «دنیای گمشده عیلام» (ترجمه فیروز فیروزنیا، ۱۳۷۱) از او به زبان فارسی منتشر شده بود.

💡 نوروز چو خان به بخت فیروز کند دولت عید مراد آن روز کند

💡 عید تو، نوروز تو، طالع فیروز تو ماه دل افروز تو، شاه سلام علیک

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز