فوطه بافی

لغت نامه دهخدا

فوطه بافی. [ طَ / طِ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل فوطه باف. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با فوطه بافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرت گذر فتد ایگلکنه سوی حمام بجان فوطه که یاد از برهنکان آری

💡 دستار طلب کردم از و فوطه رسید (امید دراز و عمر کوتاه چه سود)

💡 در میان چشمه خوردی غوطه‌ای بسته بد اندر میانش فوطه‌ای

💡 برون آید ز جمع خودنمایان بیندازد ردای و فوطه از دوش

💡 نیست از فوطه‌ربایان جهان پروایش موی ژولیده خود هرکه به سر می‌بندد

💡 قمریان را طوف گردن فوطه زاری شده آمده در بوستان سرو روان تازه‌ای

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز