لغت نامه دهخدا
عکس افکن. [ ع َ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) عکس افکننده. پرتوافکن:
بغیر طایف و کدرا ادیم گشتی پوست
چو آن سهیل شدی عکس افکن اقلیم.سوزنی.
عکس افکن. [ ع َ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) عکس افکننده. پرتوافکن:
بغیر طایف و کدرا ادیم گشتی پوست
چو آن سهیل شدی عکس افکن اقلیم.سوزنی.
عکس افکننده پرتو افکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو جهان، بسمل مژگان شکار افکن توست پی صید که، دگر بر زده ای دامان را؟
💡 و پالهنگ بر گردنش اندر افکن و پیش من آر، یا بر دست تو کشته شود، یا ما از این ننگ سرکشی او بِرَهیم.
💡 دو فروند از توپولف-۱۶۰ برای انجام پرواز آزمایشی ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۸ وارد ونزوئلا شد. از این بمب افکنها تحت عنوان میراثهای جنگ سرد نام برده شدهاست.
💡 هر ملتی که رجال متنفذ او زودباور و لینالعریکه و بیعلم و بیتجربه و طلادوست باشند، با سرپنجه صید افکن شاهین اقتدار استرلینغ و روبل و دلار و فرانک، زودتر از دیگران شکار شوند.»
💡 حجاب از پیش دور افکن اگر دیدار میجوئی صدف بشکاف تا یابی نشان لؤلؤ لالا
💡 گو کله بر آسمان افکن ز شادی لاله وار هر که می گیرد به باده گلرخی جام ملی