لغت نامه دهخدا
علی پیاده. [ ع َ ی ِ دَ ] ( اِخ ) ( حاجی... ) وی از همراهان سلطان حسین میرزا در جنگ با میرزا یادگار محمد بود. و این حاجی علی پیاده وقتی وارد قصر میرزا محمد شد او را خفته یافت و دستگیر کرد. ( از حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 150 ).
علی پیاده. [ ع َ ی ِ دَ ] ( اِخ ) ( حاجی... ) وی از همراهان سلطان حسین میرزا در جنگ با میرزا یادگار محمد بود. و این حاجی علی پیاده وقتی وارد قصر میرزا محمد شد او را خفته یافت و دستگیر کرد. ( از حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 150 ).
وی از همراهان سلطان حسین میرزا در جنگ با میرزا یادگار محمد بود و این حاجی علی پیاده وقتی وارد قصر میرزا محمد شد او را خفته یافت و دستگیر کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دریای چین پیش میدان رسید پیاده مر آن هر دو تن را بدید
💡 ز چارپای عناصر پیاده هر کس شد به یک نفس چو مسیحا فلک سوار شود
💡 سنانی بزد بر بر اسب مرد که ماند او پیاده به دشت نبرد
💡 شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه شدیم جمله پیاده چو او سواره رسید
💡 بیش از محل پیاده به فرزین شود به دل چون عشق را کمال برون آرد از قصور
💡 پیاده به پیش اندرون نیزهدار سپردار و شایستهٔ کار زار