لغت نامه دهخدا
علی غوری. [ ع َ ی ِ ؟ ] ( اِخ )سدیدی ( امیر... ) حاکم قلعه ترشیز ( کاشمر ) از جانب ملک غیاث الدین پیرعلی. رجوع به علی سدیدی غوری شود.
علی غوری. [ ع َ ی ِ ؟ ] ( اِخ )سدیدی ( امیر... ) حاکم قلعه ترشیز ( کاشمر ) از جانب ملک غیاث الدین پیرعلی. رجوع به علی سدیدی غوری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساکنین اولیه قائمیه از طوایف ایلات لر دشمنزیاری و غوری بودند. امروزه با مهاجرت روزافزون به شهر قائمیه به دلایلی همچون موقعیت استراتژیک و آبوهوای معتدل، مردمانی از سایر طوایف ممسنی و قشقایی، کوهمره ای و همچنین ایرانیان فارسیزبان در این شهر ساکن هستند.
💡 نبرد در همان میدانی بهوقوع پیوست که جنگ اولی در آن رخ داده بود. با درک این مسئله که نیروهای چاهامنا دارای نظم خوب بودند، غوریها نخواستند تا وارد یک جنگ مستقیم و روبرو با آنها شوند. غوریان در عوض، ارتش خود را به پنج دسته تقسیم نموده و چهار دسته آنها برای حمله به جوانب و عقب دشمن فرستاده شدند.