صخره اکهی
لغت نامه دهخدا
( صخرة اکهی ) صخرة اکهی. [ص َ رَ ت ُ اَ ] ( اِخ ) نام کوهی است. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نام کوهی است
جمله سازی با صخره اکهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگ تیرهٔ آن در نتیجهٔ وجود صخرههای بازالتی آتشفشانی و فقدان گرد و غبار زیاد در منطقه است.
💡 گاه بی شرمی عیاذا بالله اندر گفت گوی روی سخت خویش هم چون صخره صما کنند
💡 حاجت از او خواه چشم از غیر او پوش و مباش کمتر از موری که او در صخره صماستی
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به پونیو روی صخره کنار دریا اشاره کرد.
💡 بحرْ بَرِ جود او چو قطره به جیحون کوه بَرِ حلم او چو صخره به صحرا
💡 چسان گویم که غافل باشد از احوال انس و جان که حال مور می داند درون صخره صمّا