اکهی
مترادفها
برادر، رفیق
لغت نامه دهخدا
اکهی. [ اَ ها ] ( ع ص ) مردی که به روی او کلف باشد. || گنده دهن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || بددل سست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بددل. ( مهذب الاسماء ). ترسوی ناتوان. ( از اقرب الموارد ). || سنگ بی شکاف و بی رخنه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) صخرة اکهی؛ نام کوهی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مردی که به روی او کلف باشد
جمله سازی با اکهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهطور نمونه کهنترین نسخه خطی باقی مانده و شناخته شده از شاهنامه فردوسی نسخهٔ خطی کتابخانه فلورانس است نگارش محرم سال ۶۱۴ ه.ق (۱۲۱۷ میلادی) تعجبی ندارد که در این نسخه حروف: گ چ پ ژ بکار نمیرفته است اما در نسخههای بسیار متاخر تر هم این ۴ حرف پارسی وجود ندارد. اگر حروف گ چ پ ژ در نوشتن شاهنامه به کار نرود کاستیهای بزرگ و مشکلات عدیدهای ایجاد میشود. بدین صورت که به ناچار در آن گنج میشود کنج. پادشاه میشود باشا. گل میشود کل. گودرز و گیو = کودرز و کیو. گرگین = کرکین. چرم + جرم. پارس = بارس. گستهم = کستهم (و معرب به بسطام). هوشنگ = هوشنج. گناباد=کنابد. جایگه = جایکه. سپاه = سبه. گرز = کرز. گفتار = کفتار. منوچهر = منوجهر. پیل = بیل. چنانکه - جنانکه - آگهی = اکهی -پنداشت = بنذاشت. پلنگ =بلنک. چراغ = جراغ - پشن - بشن - شادان= شاذان- و … و … در این نسخه حرف" ژ " وجود دارد؛ اما نقطه گذاریها کاستیهای فراوان و بیشمار دارد در ترجمه فارسی قران قدس هم که کهنترین ترجمه فارسی است و در چندین کتاب مهم نسخههای خطی تا ۵۰۰ سال پیش در نگارش آنها گ چ پ اصلاً وجود ندارد اما در برخی ژ وجود دارد. اما نقطهگذاریها بسیار کم رعایت شده است.