صبوحی کردن

لغت نامه دهخدا

صبوحی کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شراب نوشیدن در بامداد ویا شراب نوشیدن از بامداد تا گاه خفتن:
اگر توانی یک شنبه را صبوحی کن
کجا صبوحی نیکو بود به یک شنبد.منوچهری.شب که صبوحی نه بهنگام کرد
خون زیادش سیه اندام کرد.نظامی.نشست آن شب بنوشانوش یاران
صبوحی کرد با شب زنده داران.نظامی.بیا ساقی آن راحت انگیز روح
بده تا صبوحی کنم در صبوح.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) صبوحی نوشیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) صبوحی نوشیدن.

ویکی واژه

صبوحی نوشیدن.

جمله سازی با صبوحی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امروز من و جام صبوحی در دست می‌افتم و می‌خیزم و می‌گردم مست

💡 خلق جهانی اگر زار و پریشان شوند شکر صبوحی که شد زار و پریشان دوست

💡 مده وقت صبوحی هرگز از دست که باشد صبح خیزانرا ثوابی

💡 چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجو خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم

💡 نغمه، صبوحی زده می ریخت، لب سودهٔ عنبرکده می بیخت، شب

💡 می شبانه خمار سحر نمی ارزد خوش آن حریف که مست صبوحی ازل است

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز