لغت نامه دهخدا
( شیرآمله ) شیرآمله. [ م ُ ل َ /ل ِ ] ( اِ مرکب ) میوه املج. ( ناظم الاطباء ). شیرآملج. شیراملج. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرآملج شود.
( شیرآمله ) شیرآمله. [ م ُ ل َ /ل ِ ] ( اِ مرکب ) میوه املج. ( ناظم الاطباء ). شیرآملج. شیراملج. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرآملج شود.
( شیر آمله ) میوه املج شیر آملج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( و عنه عليه السلام: العاقل يعتمد على عمله والجاهل يعتمد على امله.)) (317)