لغت نامه دهخدا
شمرخوانی. [ ش ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل شمرخوان. ( فرهنگ فارسی معین ).
شمرخوانی. [ ش ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل شمرخوان. ( فرهنگ فارسی معین ).
عمل و شغل شمر خوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر آن بود که به خوانی مرا به یاری خویش کنم اجابت و یاری نیارمت کردن
💡 راز آسمانها را در نگاه ما خوانی نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی
💡 بدیدم عشق خوانی را فتاده به خاک و خون بگفتم: « چون فتادی؟ »
💡 ز دامن تو ندارم به تیغ دست امید که گر به قهر برانی به لطف وا خوانی
💡 به هر خوانی مکش دست و مرو پیش قناعت کن به این نان پاره خویش
💡 سطری نوشته پنجهٔ قدرت به آب زر گر تیغ شاه خوانی وگر آیهٔ ظفر