لغت نامه دهخدا
شماره زنی. [ ش ُ رَ / رِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل شماره زدن به وسیله شماره زن. ( فرهنگ فارسی معین ). شماره زدن برصفحات کتاب و دفتر و جز آن. رجوع به شماره زن شود.
شماره زنی. [ ش ُ رَ / رِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل شماره زدن به وسیله شماره زن. ( فرهنگ فارسی معین ). شماره زدن برصفحات کتاب و دفتر و جز آن. رجوع به شماره زن شود.
عمل شماره زدن به وسیله شماره زن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف) صفحههای مقدمهٔ بعضی از کتابها را با این عددها شمارهگذاری میکنند.
💡 حساب روز قیامت به خود کنم آسان گناه خویش من اینجا اگر شماره کنم
💡 جناب واعظ و مفتی کز آن دو گر گویم صفات نیک فزون از شماره خواهد شد
💡 مرا ز دیدن صبح دوباره شد روشن که چرخ را نفسش در شماره افتاده است
💡 امروز در شماره هر روز نیست هان ده جام بیشمار و بده بوسه بیحساب