شرمسار گشتن

لغت نامه دهخدا

شرمسار گشتن. [ ش َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شرمسار شدن. خجل شدن. شرمنده گشتن. ( یادداشت مؤلف ):
هر که اول بنگرد پایان کار
اندر آخر او نگردد شرمسار.مولوی.گاه می گویم چه بودی گر نبودی روز حشر
تانگشتندی بدان در روی نیکان شرمسار.سعدی.رجوع به شرمسار شدن شود.

فرهنگ فارسی

شرمسار شدن خجل شدن شرمنده گشتن

جمله سازی با شرمسار گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر با تو همرهی ننمودم ز من مرنج این بی‌سری نمنوده مرا شرمسار تو

💡 چشم تو خورد باده و من در خمار از آن آن غمزه کرد شوخی و من شرمسار از آن

💡 باز چون بر مربع رابع کشیدم سایبان درگهی دیدم از او ایوان کیوان شرمسار

💡 امام (عليه السلام ) فرمود: زكات را بده و نام زكات را نبرفقال اعطه و لا تسم و بدين وسيله مؤ منين را شرمسار نكن. (305)

💡 9- غيبت فاسق در گناه ظاهر او كه باكى از آن نداشته باشد،مثل كسى كه علنى شراب خورده، قمار نمايد، ريش بتراشد، بى حجاب باشد و از كردهخود در ظاهر شرمسار نباشد 10- در مواقع شهادتمثل اين كه بگويد: من ديدم زنا كرده...

💡 چنانكه قرآن در ساير آيات بيان كرده گاهى بايد پاسخ بدى را به نيكى داد، و دشمنرا از اين طريق شرمنده و شرمسار نمود چرا كه اين كار پر خصومت ترين دشمنان و(الدالحضام ) را به دوست مهربان و ( ولى حميم )مبدل مى سازد!

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز