شان باف

لغت نامه دهخدا

شان باف. [ شام ْ ] ( ن مف مرکب )مخفف شان بافت. شانه بافت. شانه بافته. بافته شده به شانه. || ( نف مرکب ) بافنده به شانه. || ( اِ مرکب ) نوعی از پارچه باشد. ( دزی ج 1 ص 716 ): و مائة ثوب من الشیرین باف و مائة ثوب من الشان باف. ( ابن بطوطه ). رجوع به شانه باف شود.

فرهنگ فارسی

مخفف شان بافت شانه بافت

جمله سازی با شان باف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با تو گفتم مجملی ز احوال شان تا بدانی زین نشانها حالشان

💡 نعلین تو تاج قاب قوسین تمکین تو شان آفرینش

💡 چو گفتار شان بانوی دین شنفت دل داغدارش چو گل برشکفت

💡 شیخست و شید خود چه شناسد که یار کیست شان جماد نیست که داند جمال چیست

💡 زان منی شان که بود بگذشتند در فنا صورتی دگر گشتند

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز