شاباش گفتن

لغت نامه دهخدا

شاباش گفتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شادباش یا شاه باش گفتن. زنده باش گفتن، و رجوع به شاباش شود.

جمله سازی با شاباش گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون پری‌بانو بدان دیوان چمید نعره شاباش تا کیوان رسید

💡 شمس الحق تبریز چه آتش که برافروخت احسنت زهی آتش و شاباش زبانه

💡 نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد شاباش زهی سلسله و جذب و تقاضا

💡 شاباش زهی حال که از حال رهیدیت شاباش زهی عیش صبوحی و صباحی

💡 میفت از ره مخور بازی به شاباش به هر حالی که هستی با خدا باش

💡 گفت شاباش این دل آزادتان باده خوردستید، بادا یادتان

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز