لغت نامه دهخدا
سیه ناب. [ ی َه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اوچان بخش بستان آباد شهرستان تبریز. دارای 1920 تن سکنه. آب آن از اوچان چای. محصول آنجا غلات، یونجه و شغل اهالی گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
سیه ناب. [ ی َه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اوچان بخش بستان آباد شهرستان تبریز. دارای 1920 تن سکنه. آب آن از اوچان چای. محصول آنجا غلات، یونجه و شغل اهالی گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان اوچان بخش بستان آباد شهرستان تبریز.
سیه ناب یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان مهران رود مرکزی بخش مرکزی شهرستان بستان آباد واقع شده است. این روستا ۸۴۳ نفر جمعیت دارد.
💡 روزم مکن چون شب سیه حالم مخواه از غم تبه جویی چه کام از قتلگه
💡 منم چون نامه خود روسیاهی سیه رو ماندهٔ بی روی و راهی
💡 زلف سیه برافشان، شب را به مشک تر گیر طرف نقاب بگشا،گر صبح عید باید
💡 نازم آن چشم سیه مست که از راه غرور سرگران آمد و بر قلب سبکباران زد
💡 جهانی گشت یکسر کشته چشم سیهمستش کفن اندر شهید او ز برگ تاک میسازم
💡 قلب چون آمد سیه شد در زمان زر در آمد شد زری او عیان