لغت نامه دهخدا
سیم گاورس دار. [ م ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ماه یا ستارگان باشد چه ستاره را بگاورس تشبیه کرده اند. ( برهان ) ( آنندراج ).
سیم گاورس دار. [ م ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ماه یا ستارگان باشد چه ستاره را بگاورس تشبیه کرده اند. ( برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از ماه یا ستارگان باشد چه ستاره را بگاورس تشبیه کرده اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل ششم: در غلات، ده نام است. گندم، جو، باقلا، نخد(نخود)، عدس، برنج، حلبان (گیاهی شبیه ماش)، گاورس، لوبیا.
💡 بعد از وصول به این محل، به طرف شمال حرکت و در راهی که از گاورس الی لطفآباد ممتد است به جلگه میرسد.
💡 چون طبع به اشتها شود گرم گاورس درشت را کند نرم
💡 ازین خرمن مخور یک دانه گاورس برو میلرز و بر خود نیز میترس