لغت نامه دهخدا
سنجاب سای. [ س ِ / س َ ] ( ص مرکب ) سنجاب آسا. بمانند سنجاب. سنجاب گون:
آب ز نرمی شده قاقم نمای
طرفه بود قاقم سنجاب سای.نظامی ( مخزن الاسرار ص 55 ).
سنجاب سای. [ س ِ / س َ ] ( ص مرکب ) سنجاب آسا. بمانند سنجاب. سنجاب گون:
آب ز نرمی شده قاقم نمای
طرفه بود قاقم سنجاب سای.نظامی ( مخزن الاسرار ص 55 ).
سنجاب آسا. بمانند سنجاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خار صحرا زیر پایش بستر سنجاب بود در بساط خویش تا مجنون ما سوزن نداشت
💡 جادوئک محل لانه سازی پرندگان و پستانداران مانند سنجاب پرنده شمالی است که در آنها لانه می کند.
💡 روان شده است هوا را خوی و چنان باشد چو وقت گرما پوشد حواصل و سنجاب
💡 برخی حیوانات این منطقه عبارتند از: گرگ، گوزن، شوکا، گراز همچنین برخی پرندگان در معرض خطر مانند بالابان، عقاب شاهی، عقاب خالدار کوچک و سنجاب زمینی در منطقه دیده شده است.
💡 کافرمگر مخمل و سنجاب میباید مرا سایهٔ بیدیکفیل خواب میباید مرا
💡 چون ز فیض آسمان قاقم زمین را فرش گشت از زمین بر آسمان هم کسوت سنجاب شد