سقایی کردن

مترادف‌ها

آب‌رسانی

لغت نامه دهخدا

سقایی کردن. [ س َق ْ قا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سقایت کردن. آب دادن. || آب فروختن. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سقایت کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - سقایت کردن آب دادن. ۲ - آب فروختن.

جمله سازی با سقایی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر شد سبویی داریم جویی در شهره کویی تو گر سقایی

💡 بیامدیم بدو کو جدا نبود از ما که مشک پر نشود بی‌وجود سقایی

💡 غریب راه نمایی که وادی او را رود هزار خضر در لباس سقایی

💡 تو هر روزی از آن پشته برآیی کنی مر تشنه جانان را سقایی

💡 با همه شاهی چو تشنگان خماریم ساقی ما شو بکن به لطف سقایی

💡 ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی سنگ سیه بگیری آموزیش سقایی

💡 کشاورزان در طول فصل تابستان با استفاده از روش‌های نوین سقایی کردن زمین‌های خود، تلاش می‌کنند تا از هدر رفتن منابع آب جلوگیری کنند.

💡 فرآیند سقایی کردن باغ‌های میوه نیازمند مدیریت دقیق زمان و میزان آب مورد نیاز گیاهان برای رسیدن به بهترین کیفیت محصولات در فصل برداشت است.

💡 سیستم‌های مدرن قطره‌ای با سقایی کردن هدفمند ریشه‌ها، باعث افزایش چشمگیر بازدهی کشاورزی و کاهش مصرف بی‌رویه منابع آبی در مناطق خشک می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران