زجاج ابیض
مترادفها
شیشه سفید
لغت نامه دهخدا
زجاج ابیض. [ زَ / زِ /زُ ج ِ اَب ْ ی َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مینا. ضریر انطاکی گوید: خون کبک را چون خشک کنند و بسایند و با مسحوق زجاج ابیض که همانا مینا است، در چشم کشند، سفیدی آن زایل کند. ( از تذکره ضریر: حجل ). رجوع به مینا و زجاج فرعونی شود.
فرهنگ فارسی
مینا
جمله سازی با زجاج ابیض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و وصف (نور على نور) براى دلالت بر دو برابرى نور، و يا به آناحتمال ديگر بر استمداد نور زجاج از نور مصباح است.
💡 تا شد چراغ خور روان اندر زجاج آسمان بی عشق کس نوری ندید از شمع رای خویشتن
💡 بس که کردم شیشه چشم زجاجی پرگلاب از سرشک لعل من یاقوت رنگ آمد رخام
💡 با دلم عقدهٔ درد از گره ابروی بخت میکند آن چه کند سنگ فلاخن به زجاج
💡 اما مجاهد و زجاج معتقدند منظور از نعمت مقام نبوت و رسالت است یعنی رسالتی که خداوند به تو دادهاست را بازگو کن.
💡 جامی که هر شکسته ازان لعل پارهای است در دست و پا چرا فگنندش زجاج نیست