لغت نامه دهخدا
ریش پهن. [ پ َ ] ( ص مرکب ) که ریش پهن و بزرگی دارد.ریش تپه. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به ریش تپه شود.
ریش پهن. [ پ َ ] ( ص مرکب ) که ریش پهن و بزرگی دارد.ریش تپه. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به ریش تپه شود.
که ریش پهن و بزرگی دارد
ریشْ پهن
گیاهان متعلّق به جنس Platychaete از تیرۀ کاسنی (مرکبان). این گیاهان نیمه چوبی و دارای شکل های رویشی فراوانی هستند. برگ ها در این گیاهان، باریک یا پهن دراز، سرنیزه ای اغلب ضخیم و کپه ها دارای گل های فراوان شعاعی و یا لوله ای می باشند. از این جنس، پنج گونه در جنوب، جنوب شرق، جنوب غرب و کرمانشاه می روید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با آن که زدی بر جگرم صد جا نیش وز درد، دلم را چو جگر کردی ریش
💡 هر جا گذری غمزه زنان مست کس آنجا بی سینه ی ریش و دل افگار نماند
💡 دنیا که از او دل اسیران ریش است پامال غمش، توانگر و درویش است
💡 گروهی اهل عاداتند و رسمند گهی در فکر ریش و گاه درفش
💡 دلم زین به صد گونه ریش اندرست که راهی درازم به پیش اندرست
💡 تا که از تیر جفاها دل من ریش کنی؟ عاشق خسته دگر جان صبوری دارد