روشناس شدن
مترادفها
آشکار شدن، نمایان شدن، روشن شدن
متضادها
پنهان شدن، مجهول شدن
لغت نامه دهخدا
روشناس شدن. [ ش ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) معروف و مشهور شدن. شناخته شدن. روشناس گردیدن. رجوع به روشناس و روشناس گردیدن شود.
فرهنگ فارسی
معروف و مشهور شدن. شناخته شدن
جمله سازی با روشناس شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حربا نکرد روی به محراب آفتاب در خاک نقش پای تو تا روشناس شد
💡 همه جانب قدم مرحلهپیما دارم روشناس غم عشقم، همهجا جا دارم
💡 شاهی به سوز عشق تو شد روشناس شهر داغ سگان بود ز برای نشانئی
💡 نه روشناس نظر نه به حرف دل نزدیک نه لفظ اوست به طبع آشنا و نه مضمون
💡 چشمت بساحری شده در شهر روشناس زلفت بدلبری ز جهان بر سر آمده
💡 پس از سالها مطالعه در زمینه فلسفه و اخلاق، او بالاخره توانست در مسیر درست زندگی حرکت کند و با حقیقتهای پنهان هستی، تجربهی روشناس شدن را داشته باشد.
💡 بسیاری از افراد در مسیر جستجوی خود برای یافتن معنای زندگی، از طریق تمرینات ذهنی و مدیتیشن، موفق به روشناس شدن درونی و رسیدن به آرامش شدهاند.
💡 هدف اصلی تمام مصلحان و مربیان بزرگ در طول تاریخ، کمک به انسانها برای روشناس شدن نسبت به حقوق خود و مسئولیتهای اجتماعیشان در جامعه بوده است.