لغت نامه دهخدا
راست باختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) باختن بی غدر و تزویر. دغا و دغلی نکردن در قمار.جر نزدن. یکرنگی بکار بردن. دورویی و تزویر نکردن: گفت که این امیری به چه یافتی گفت ای شیخ به راست باختن و پاک باختن. ( اسرار التوحید ص 178 ).
راست باختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) باختن بی غدر و تزویر. دغا و دغلی نکردن در قمار.جر نزدن. یکرنگی بکار بردن. دورویی و تزویر نکردن: گفت که این امیری به چه یافتی گفت ای شیخ به راست باختن و پاک باختن. ( اسرار التوحید ص 178 ).
باختن بی غدر و تزویر دغا و دغلی نکردن در قمار. یکرنگی به کار بردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این سر جان نخواهم باختن من که تا من او شوم بی جان و بی تن
💡 پیش بردم در قمار عشق جانان باختن صد شکافم بر دل است و یک گریبان باختن
💡 آن کس که کرد با تو بجان باختن خطر در ششدر نهیب تو جز رایگان نماند
💡 پیش آ قدمی تا بسپارم بتو جان را جان باختن از جانب من یک قدم از تو
💡 بردار محبت نزند لاف انا الحق آنرا که بسر باختن خویش سری نیست
💡 جان باختن از عاشق بیدل طلب ای دوست مردانگی از مردم مردانه طلب کن