لغت نامه دهخدا
دیوفرسای. [ وْ ف َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی دیوفرسا. ( آنندراج ). رجوع به دیوفرسا شود.
دیوفرسای. [ وْ ف َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی دیوفرسا. ( آنندراج ). رجوع به دیوفرسا شود.
( دیو فرسا ی ) ( صفت اسم ) آبله و جوششی است که از خوابهای هولناک برلب شخص پدید آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفیقانرا بدشت و شهر بین کز سرعت طیبت زمین فرسا شدست و جنت آسا اشتر و حجره
💡 به همين دليل دعا به هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت و نيرو و اميدوارىو آرامـش مـى بـخـشـد، و از نـظـر روانـى اثـر غـيـرقابل انكارى دارد.
💡 مآل شعله همداغ است گرآسودگی خواهی بهصدگردن مده ازکف جبین سجده فرسا را
💡 با پيشرفت صنعت، جهان اسرارآميز ميكروب شناخته شد و آدمى به منشاء بيمارى هاىخانمانسوز پى برد و با مبارزات علمى، خويشتن را از شر بسيارى از دردهاى جانكاه وامراض مهلك و طاقت فرسا نجات داد.
💡 به نقل تاريخ طبرى و ديگر مورخين آن شب، شب چهارشنبهاول صفر بود، شبى سرد و طافت فرسا.
💡 ز عرضِ جوهرِ معنی به وجدان صلح کن ورنه سخن رنگِ لطافت باخت گر تقریر فرسا شد