لغت نامه دهخدا
دیر علقمه. [ دَ رِ ع َ ق َ م َ ] ( اِخ ) در حیره است ومنسوب به علقمةبن عدی... است. ( از معجم البلدان ).
دیر علقمه. [ دَ رِ ع َ ق َ م َ ] ( اِخ ) در حیره است ومنسوب به علقمةبن عدی... است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ادامه حضرت فرمود: اى علقمه اگر بتوانى هر روز حسين را اينگونه زيارت كنىانجام ده كه براى تو نماز آن ثوابها خواهد بود انشاء الله. (272)
💡 خـالد بـن وليد با گروهى سواره نظام كه در كمين آنان بود، به آنان حمله كرد و پس ازكـشـتـن آنان از پشت جبهه به مسلمانان يورش برد و اين همزمان شد با بلند شدن پرچمآنـان تـوسـّط يـكـى از زنـان قـريـش بـه نام عمرة بن علقمه، كه جهت تشويق سربازانقريش به ميدان جنگ آمده بودند.
💡 بارى، علقمى از آن تاريخ سعى كرد كه سر نهر علقمه راخراب كند و از اينعمل كوفه از بى آبى رو به خرابى نهاد و از اين سبب به نهر علقمى مشهور گشته.(77)
💡 علمدار مى رود تا از سرچشمه جوشان علقمه و نهر خروشان فرات آب بياورد تا تشنگىكشنده و عطش درد آور جانسوز كاروانيان را فرو نشاند.
💡 ياقوت در معجم البلدان در ذيل لغت علقمه مى نويسد: هر چيز را علقمه گويند كوهى استبدين نام كه علقمه نامند و شهرى است در ساحل جزيره صقيله. (76)
💡 چون عرب به درخت سدر علقمه مى گويد و در كنار اين نهر هم، چنانكه درذيل خواهيم خواند، درخت سدر بوده، لذا اين نهر را علقمه گفته اند، يعنى آن نهرى كهدرخت سدر در كنار (يا در نزديكى ) آن غرس شده بوده است.