دیار بکری
لغت نامه دهخدا
دیار بکری. [ ب َ / رِ ب َ ] ( اِخ ) حسین بن محمد الحسن متولد در دیاربکر و مجاور مکه و قاضی آن متوفی بعد از ( 892 هَ.ق. 1574 م. ). او راست: تاریخ الخمیس فی احوال انفس نفیس یا النفس النفیس در شرح حال رسول اکرم و خلفا و توصیف دقیقی از کعبه و مسجدالحرام. رجوع به کشف الظنون حاجی خلیفه، دائرة المعارف اسلامی ومعجم المطبوعات و الاعلام زرکلی ج 1 ص 259 - 312 شود.
دیار بکری. [ ب َ / رِ ب َ ] ( اِخ ) عمربن علی بن حسن دیاربکری از محدثان بود و از جبائی در شهر حلب سماع حدیث نمود. ( از معجم البلدان ).، دیاربکری. [ ب َ / رِ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به دیار بکر.
جمله سازی با دیار بکری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه دیار واریان شامل چندین محله است که اسامی آن بدین شرح میباشد:
💡 رسید غارت لشگر فراغتم نگذاشت ز مادر و پدرم دور کرد یار و دیار
💡 مذمون شد چو زاهد مرتد بهر زبان مردود شد چو شاهد فاسق بهر دیار
💡 گرگ از نهیب عدل تو اندر دیار تو از بیم میش بدرقه گیرد سگ شبان
💡 عزم دل شهریار سوی ره این دیار بود چنان کز بهار مژده به بستان رسید