دورجه کردن

لغت نامه دهخدا

دورجه کردن. [ ج َه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور جستن. دور جهیدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دور جستن و دورخیز کردن شود.

فرهنگ فارسی

دور جستن. دور جهیدن.

جمله سازی با دورجه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نسبت به ممنوعیت نماز دورجه شاگدن، تظاهرات کردند و این اقدام را یک آزار مذهبی نامیدند.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز