دره سیلی
لغت نامه دهخدا
دره سیلی. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم. واقع در18 هزارگزی باختر راین و 6هزارگزی جنوب راه فرعی راین به قریة العرب. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم
جمله سازی با دره سیلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شراب ارغوانی چاره رخسار زردم نیست بنازم سیلی گردون که چهرم ارغوانی کرد
💡 در ۳۱ ماه مه ۱۸۸۹ در این شهر سیلی آمد. که ۲٬۲۰۹ کشته برجای گذاشت و خسارات مادی سیل جانزتاون ۱۷ میلیون دلار تخمین زده شد. این میزان خسارت مالی معادل ۴۲۵ میلیون دلار امروزی برآورد میشود.
💡 خوزه مارتی گفتهاست: «وقتی یک انسان سیلی میخورد، باید همه انسانها درد و سوزش آن را حس کنند.»
💡 به رخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید که سیلی از سرشک آن بر رخسار نگشاید
💡 پس از بازداشت تتلو در شهریور ۱۳۹۵، تتلیتیها سیلی بیسابقه از کامنتهای خود را روانه حساب اینستاگرام رهبر ایران کردند. آنها با اعلام بیگناهی تتلو تقاضای آزادی او را کردند.
💡 میخورد از دست غم چشمم بسی سیلی ز عشق تا کند پنهان نظر چون عشق پنهان خوشترست