لغت نامه دهخدا
دانک افرونک. [ ن َ اَ رُ وَ ] ( اِمرکب ) انچوچک. انچوکک.
دانک افرونک. [ ن َ اَ رُ وَ ] ( اِمرکب ) انچوچک. انچوکک.
انچوکک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معنی ایج یعنی دژ، قلعه و دانک به معنی کوچک میباشد که در کل به معنی قلعه کوچک میباشد.
💡 از فیلمهایی که او کارگردانی کرده میتوان به سه احمق، مونا قلدره و محبت جادویی، ادامه بده مونا بهای، سانجو، پیکی و دانکی میباشد.
💡 کینهها توزند با هم بر سر یک دانک سیم کز دنی طبعی به برشان پنج تومان مکنتی است
💡 دانک گوش کر و گنگ از آفتیست که پذیرای دم و تعلیم نیست
💡 تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیر بیرخ خورشید ما می دانک ما آوارهایم
💡 هر چه تو را غیر تو آن بدهد رد کنی چون بدهی تو همان دانک شود بر تو رد