لغت نامه دهخدا
دامان هور. ( اِخ ) از شهرهای مصر. دارای 48هزار سکنه.
دامان هور. ( اِخ ) از شهرهای مصر. دارای 48هزار سکنه.
از شهرهای مصر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامن مکش از دستم ای جان که به امیدت یکباره کشیدم من دست از همه دامانها
💡 سپس نياكان حقيقت جوى ما ايرانيان كه از تعصبات قومى و نژادى بر كنار بودند، وحقانيت و شايستگى على و فرزندانش را دريافته بودند، به دامان والاى آنان درآويختهمذهب تشيع را پذيرفتند و در راه ترويج و نشر آن، مجاهدتهاى گرانبها كردند.
💡 ناز هر چند به دامان نگه می آویخت می دوید از پی دلها به شتابی که مپرس
💡 19 خبر از آينده عباس (ع ) مورخان نقل مى كنند: در دوران طفوليت حضرت عباس (ع ) يك روز اميرالمؤ منين على بن ابىطالب (ع ) وى را در دامان خود گذاشت و آستين هايش را بالا زد و در حالى كه به شدت مىگريست به بوسيدن بازوهاى عباس (ع ) پرداخت.
💡 عارفان جان خود از خصم ندارند دریغ گل به دامان صبا زر به سپر میریزد
💡 او خلافت را در دامان مردى انداخت ناهموار و خشن، درشتگوى و بدزبان، كه برخوردش دردآور بود و عذرخواهيش فراوان !