لغت نامه دهخدا
خپه گشتن. [ خ َ پ َ / پ ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خفه شدن. خبه گردیدن. رجوع به خفه گردیدن و خفه شدن و خفه گشتن شود.
خپه گشتن. [ خ َ پ َ / پ ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خفه شدن. خبه گردیدن. رجوع به خفه گردیدن و خفه شدن و خفه گشتن شود.
خفه شدن خبه گردیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم با خدمت آن دانه دُر بود ولی بیوقت گشتن سخت تر بود