لغت نامه دهخدا
خرغلط زدن. [ خ َ غ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خرغلت زدن. رجوع به خرغلت زدن شود. تمریغ. تمرّغ. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرغلط زدن. [ خ َ غ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خرغلت زدن. رجوع به خرغلت زدن شود. تمریغ. تمرّغ. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خر غلت زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بوی موهومی چمن کم نیست سیر وهم ظن باری به ذوق پر زدن هنگامه ساز رنگ شو
💡 آنکو گوید هست قضا تیشه من یک شاخ نتابد زدن از بیشه من
💡 ترا این دم از او باید زدن کل که تا بیرون شوی از عین این ذل