لغت نامه دهخدا
خرغلت زدن. [ خ َ غ َ زَدَ ] ( مص مرکب ) غلتیدن خر در روی خاک که بسیار مطبوع این حیوان است. مراغه کردن خر. ( یادداشت مؤلف ).
خرغلت زدن. [ خ َ غ َ زَدَ ] ( مص مرکب ) غلتیدن خر در روی خاک که بسیار مطبوع این حیوان است. مراغه کردن خر. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدن دست و پا پریشانی است سر بنه آخر این چه پیشانی است
💡 خراش دل ز سبک دستی کرشمهٔ او به نیم چشم زدن از شماره میگذرد
💡 انواع تکمیل نیز به سه دسته تقسیم میشود. ۱) تکمیل موقت یا ناپایدار مانند اتو زدن و نرم کردن - ۲) تکمیل دائم مانند نمدی کردن و خارزدن ۳)تکمیل ثابت مانند پلیمریزه کردن منومری در سطح کالا.
💡 نیارد زدن دست و پا گر درافتد به بحر یقینش گمان شناور
💡 خارخارم مده از سنگ به بیگانه زدن خار دلها مشو و نخل رطب بار مباش