خار سپید

لغت نامه دهخدا

خار سپید. [ رِ س ِ ] ( اِ مرکب ) نام داروئی است که آن را بادآورد نیز گویند. ( آنندراج ). نام داروئی است. ( شرفنامه منیری ). خاریست سپید رنگ که آن را خارچه نیز می گویند... به عربی آن را نمامه گویند. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 360 ). رجوع به خار اسپید و سپیدخار شود.

جمله سازی با خار سپید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو صبح از پی شب ژاله ببارم چندان که سپیدی به سیاهی بصر درگیرم

💡 تو فارغ و من به وعده تا روز سپید در بند تو بنشسته و برخاسته دل

💡 به طفل شکوفه بین که بر نامده ز شخ دمد مویش از عذار به رنگ سپید نخ

💡 پوشد هزار گونه زره هر سپید دم از بیم زخم گرز تو در جویبار باد

💡 بن‌رود (سپیدان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سپیدان در استان فارس ایران است.

💡 داگلاس یک تراژدی به سبک شعر سپید نوشته جان هوم است که نخستین بار در سال ۱۷۵۶ در ادینبرا به اجرا درآمد.

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز