لغت نامه دهخدا
حسین خندقی. [ ح ُ س َ ن ِ خ َ دَ ] ( اِخ ) ابن میمون. محدث است.
حسین خندقی. [ ح ُ س َ ن ِ خ َ دَ ] ( اِخ ) ابن میمون. محدث است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهان خندقی یک بیماری عفونی غیر مسری و غیر سرطانی است که توسط چند نوع باکتری مانند باکتریهای بیهوازی فوسوباکتر
💡 سرویوس مدبرانه حکومت کرد و برای حفظ رم از مهاجمان، بارو و خندقی پیرامون آن ساخت. اما زمینداران بزرگ حکومت او را خوش نداشتند، پس برای برانداختنش به دسیسه چینی پرداختند. سرویوس ناچار با توانگران پلبینها متحد شد و برای تقویت موقعیت خود، سپاهیان و رأی دهندگان را سازمان و نظم تازهای بخشید.
💡 دور تا دور قلعه خندقی حفر شدهاست، گویا در دوران قدیم خندق پر از آب میکردند که دشمن نتواند به آسانی به قلعه دست یابد. تاریخ بنای قلعه به دوران پیش از اسلام بر میگردد.
💡 در محل منار گلپایگان جای خندقی هم بود که یک قسمت آن را برای زمین ورزش صاف کرده بودند ولی اکنون فقط چند متری اطراف مناره را حصار نمودهاند.
💡 پس از تیرباران باب، سلیمان خان با کمک یکی، دو نفر دیگر موفق شدند شبانه جنازهٔ باب و انیس را که در کنار خندقی انداخته شده بود و نگهبانان مانع دفن آنها میشدند بردارند. اجساد را در تابوت گذاشتند و مخفیانه به تهران انتقال دادند.