لغت نامه دهخدا
جفته افشاندن. [ ج ُ ت َ / ت ِ اَ دَ ] ( مص مرکب )جفته انداختن. جفته زدن. جفتک انداختن:
از دو سندان چار دندان زحل در هم شکست
جفته ای کز نیم راه آسمان افشانده اند.خاقانی.رجوع به جفته انداختن شود.
جفته افشاندن. [ ج ُ ت َ / ت ِ اَ دَ ] ( مص مرکب )جفته انداختن. جفته زدن. جفتک انداختن:
از دو سندان چار دندان زحل در هم شکست
جفته ای کز نیم راه آسمان افشانده اند.خاقانی.رجوع به جفته انداختن شود.
جفته انداختن جفته زدن جفتک انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می کند اشک ندامت خواب غفلت را علاج گریه کردن، بر رخ مدهوش آب افشاندن است
💡 به افشاندن غبار من نرفت از دامن پاکش گهر گرد یتیمی را چسان از دامن افشاند؟
💡 اختیاری نیست گل را در زر افشاندن به خاک کی پریشانی تواند گشت مانع جود را
💡 گر فروغ دل هوس داری خموشی ساز کن میشود این شمع را افشاندن دامن زبان
💡 ندارد نشئهٔ آزادی ما ساغر دیگر غبار دامن افشاندن به صحرا میبرد ما را
💡 عمر در سعی غبار جسد افشاندن رفت آخر ای روح مقدس ز کجا تاختهای