جسر میر

لغت نامه دهخدا

جسرمیر. [ ج ِ رِ ] ( اِخ ) مغیر ( مصحف ) جسلمیر که نام شهری است مابین ملک تته که دارالملک سند است و ماروار که از هند است. ( آنندراج ):
نوچه ای کز جسرمیر آید به گلزار بهشت
از نزاکت جا بروی دیده عبهر کند.ملاطغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مغیر جسلمیر که نام شهری است مابین ملک تنه که دار الملک سند است و مارط و ارط که از هند است.

جمله سازی با جسر میر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 6 / 8 - ان ابى حدثنى عن رسول الله صل الله عليه و آله وسلم ان الدنيا سجنالمومن و جنة الكافر و الموت جسر هولاء الى جناتهم و جسر هولاء الى جحمهيم ما كذبت و لاكذبت .(56)

💡 پس آنجناب را بر سر جسر(بغداد) گذاشتند و روى مباركش را گشودند و مردم را نداكردند كه اين موسى بن جعفر كه از دنيا رحلت كرده است، بيائيد او را مشاهده كنيد. مردمميآمدند و بر روى آنحضرت نظر ميكردند.

💡 حسینیه (به عربی: الحسینیة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شده‌است. حسینیه ۴۵۰ نفر جمعیت دارد.

💡 سبیله (به عربی: سبیلة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شده‌است. سبیله ۱۴۷ نفر جمعیت دارد.

💡 تل اعور (به عربی: تل اعور) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شده‌است. تل اعور ۶۰۱ نفر جمعیت دارد.

💡 سلی (به عربی: سلی) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی جسر الشغور واقع شده‌است. سلی ۱٬۵۱۶ نفر جمعیت دارد.