جراحت بندی

لغت نامه دهخدا

جراحت بندی. [ ج ِ ح َ ب َ ] ( حامص مرکب ) شکسته بندی. جراحی. خسته بندی. زخم بندی. و رجوع به جراحت بند شود.

فرهنگ فارسی

شکسته بندی جراحی خسته بندی

جمله سازی با جراحت بندی

💡 آتش درونت را به نور الهى متصل كن ؟ باشد كه آن نور اين آتش خانمانسوز را خاموشكند، و اين خار جراحت بار را به گلبن مبدل سازد.

💡 وی برحسب یک اتفاق در سال ۱۳۸۹ وقتی ۱۹ ساله بود برای بازیگری سریال جراحت انتخاب شد و بدون کلاس بازیگری جلوی دوربین رفت.

💡 زخم تیغ غمزه را صد ره به پیکان دوختی وان جراحت سر نمی آرد فراهم هم چنان

💡 بی‌خدنگت یاد دارم صد جراحت بر جگر هیچ کس را این جراحتهای بی‌مرهم مباد

💡 گفتند: (اقلا دو ماه آن جراحت باقى خواهد بود. بعد از آن شايدمندمل شود وليكن در جاى آن كوى سفيد خواهد ماند كه از آنجا موى نرويد.)

💡 گر به جراحت و الم دل بشکستیم چه غم می‌شنوم که دم به دم پیش دل شکسته‌ای

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز