جانبرد غزالی

لغت نامه دهخدا

جانبرد غزالی. [ ] ( اِخ ) از ملوک چراکسه مصر و از امرای طومانیان بود هنگامی که سلطان سلیم خان بجنگ با مصر پرداخت او فرمانده سپاهی بود که از طرف طومانبای برای مقابله با سلطان فرستاده شده بود ولی مغلوب گردید و بعد بخدمت همین سلطان رسید و مطیع وی شد سلطان او را والی شام کرد ولی چون ذاتاً خیانت پیشه بود از مرگ سلطان سلیم خان استفاده کرده بعصیان برخاست و طرابلس، بیروت و سایر سواحل سوریه را بتصرف آورد و بمحاصره حلب پرداخت و از قره جه پاشا و فرهادپاشا شکست خورد ( 927 هَ.ق. ) و پس از آن کشته شد.

فرهنگ فارسی

از ملوک چراکسه مصر

جمله سازی با جانبرد غزالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس عدل و ز بس داد چنان کرد جهان را که ازشیر نیندیشد در بیشه غزالی

💡 عنکبوتا بر مگس تا چند رشته می‌تنی شاهبازی شو که در صحرا غزالی افکنی

💡 دشت و کهسار نوردید و غزالی نگرفت طوف گلشن زد و یک گل به گریبانش نیست

💡 صائب به جز از معنی بیگانه ما نیست امروز غزالی که سزاوار کمندست

💡 آن غزالی را که وحشی خواهد ار واقع شود دهر بس نیت که از طبع غزلخوانم کشد

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز