لغت نامه دهخدا
توتیای سفالک. [ ی ِ ؟ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ بصری. ( الفاظ الادویه ). رجوع به توتیای زرد شود.
توتیای سفالک. [ ی ِ ؟ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ بصری. ( الفاظ الادویه ). رجوع به توتیای زرد شود.
سنگ بصری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توتیای دیدهٔ گریان کنم تا بینمش گر بخاک پای جانان دست رس باشد مرا
💡 که ناگهان، سرم از خاک برگرفت کسی که بود گرد رهش توتیای دیدهٔ حور
💡 با دوستان نشین که شود توتیای چشم از دشمنان غباری اگر در ضمیر توست
💡 ز عشق، گرد جنون نیست بر جبین دلم که کرد چشم خرد، توتیای خویشتنم
💡 هر غباری کز سم اسبش به گردون بر شود دولت آنرا توتیای چشم روشنبینکند
💡 هست خورشید از برای توتیای چشم خویش ذره ئی از خاک پایش را بصد جان مشتری