لغت نامه دهخدا
تهاون نمودن. [ ت َ وُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تهاون کردن: از روی منافست و حسد، تهاون نمود و رک بازگرفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 69 ). رجوع به تهاون و تهاون کردن شود.
تهاون نمودن. [ ت َ وُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تهاون کردن: از روی منافست و حسد، تهاون نمود و رک بازگرفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 69 ). رجوع به تهاون و تهاون کردن شود.
تهاون کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عن ابى عبدالله عليه السلام قال: اياكم و الغفله فانه منغفل فانما يعفل عن نفسه و اياكم و التهاون بامر الله عزو وجل فانه من تهاون بامر الله اهانه الله يوم القيامه. (بحار 72 / 227 )
💡 اگر تهاون خدمت شدست چندین وقت نبود از آنکه روانم نبود طاعت خواه
💡 دمیدش از فلک آغاز روزگار تهاون رسیدش از اجل انجام عهد عز و شهامت
💡 ان الصلوة افضل العبادة لله و هى احسن صورة خلقها الله من اداها بكمالها و تمامهافقد ادى واجب حقها و من تهاون فيها ضرب بها وجهه؛
💡 ای تاج با کسی که مدار شریعتست در شرع از طریق تهاون کمین کنند