تنگ فروبردن

لغت نامه دهخدا

تنگ فروبردن. [ ت َ ف ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پوشیدن و ناپدید کردن. ( شرفنامه منیری ):
فتاده ام به گروهی که در ثناشان نیست
مساق لفظ رکیک وجمال معنی تنگ
بقول نیک چو من نامشان برآرم زود
به فعل بد سخنم را فروبرند به تنگ.ظهیر ( از شرفنامه منیری ).رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

پوشیدن و ناپدید کردن

جمله سازی با تنگ فروبردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4) ويژگيهايى كه صرفا به خاطر گراميداشت و عظمت مقام و منزلت حضرتش داشته:مانند آقايى بر تمام فرزندان آدم، اين كه امت او بهترين امتهاست، ديدن از پشت سر،نيفتادن سايه اش بر زمين، فروبردن زمين مدفوع او را، و چيزهاى ديگر...

💡 کودکان ممکن است حتی با فروبردن دود یک نخ سیگار هم بیمار بشوندو فروبردن دود بیش از این هم می‌تواند سبب بیماری‌های شدید برای کودک بشود. نیکوتین مایع سیگار الکترونیکی هم می‌تواند برای کودکان و نوزادان به‌واسطهٔ تماس‌پوستی یا استنشاق خطرآفرین باشد در برخی موارد کودکان با پمادهای موضعی دارویی شامل نیکوتین هم مسموم می‌شوند.

💡 بخشی از تماس‌های مرکز کنترل مسمومیت‌ها مربوط به قرارگیری در معرض سیگار الکترونیکی هستند که استنشاق، قرارگیری چشم و پوست در معرض آلودگی یا فروبردن دود در حلق را در بر می‌گیرد. این تماس‌ها مربوط به هر دو قشر کودکان و بزرگسالان می‌شود.

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز