تقریر رفتن

لغت نامه دهخدا

تقریر رفتن. [ ت َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) بعهده گرفتن. به ذمه گرفتن: اعیان و اقارب زبده مواکب خویش را بخدمت سلطان فرستاد و تضرعها کرد و ملتزم جزیت و فدیه شد و سی مربط فیل تقریر رفت که از نخب اقبال خویش فرستد و مال موافقه با وی مقرر گرداند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 321 ).

فرهنگ فارسی

بعهده گرفتن به ذمه گرفتن

جمله سازی با تقریر رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پایه حسن تو ای سرور خوبان آنجاست از بلندی که برو دست نیابد تقریر

💡 در وصف دهانش همه را ناطقه لال است اینجاست که تقریر زبان هیچ ندادند

💡 با شاه به شهریور تقریر توان کردن این زحمت دم سردی کز بهمن و دی بردم

💡 بر لب خاموش من شکوه درآید به جوش در پس نُه پرده‌دار گوش به تقریر من

💡 ز جان و تن همه تقریر پرداخت بآخر جان و تن اینجا برافراخت

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز